ازدواج موفق

مشاوره های استاد حجت الاسلام دهنوی

ازدواج موفق

مشاوره های استاد حجت الاسلام دهنوی


رابطه ام را با آقایی که عاشقم بود ، قطع کرده ام . بعضی وقتها وسوسه میشوم چه کار کنم؟
اولا شما که تصمیم گرفتید این کار ار نکنید بدانید خدا هم این کار شما را نمی پسندیده است . حالا لطف خدا شامل شما شده است و رابطه را قطع کرده اید . دوباره به حالتی برنگردید که مورد پسند خداوند نیست . و این ارتباطات گناه است و پرونده مان را سیاه نکنیم . و بعد اینکه آثار طرف را از بین ببرید . نامه ای ،عکسی ،کادوئی ، فیلمی از ایشان دارید، همه را حذف کنید تا جلوی چشمتان نباشد . نام ایشان را از تلفن همراهتان پاک کنید . درست است شما شماره تلفن او را حفظ هستید ولی شما با نام او ، رابطه عاطفی دارید . ایشان قاعدتا دست از سر شما بر نمی دارند . و زنگ می زنند و اگر شما نام ایشان را ببینید وسوسه میشوید که صحبت کنید . ولی شما با شماره ایشان رابطه عاطفی ندارید . اگر شما به مکانی می رفتید و ایشان را می دیدید تا مدتی به این مکان نروید . اگر از مسیری می رفتید که ایشان را می دیدید مسیرتان را عوض کنید . حالا ممکن است امکانش نباشد مثلا با آن اقا همکار هستند یا همکلاسی هستند و نمیتوانند این کاررا بکنند . شما سعی کنید نگاهتان به نگاه ایشان نیفتد . برای ما ثابت شده ارتباط چشمی یکی از مهمترین عامل وسوسه است . این ارتباط چشمی است که شما را وسوسه می کند . دقت کنید و از خدا کمک بگیرید . ما اعتقاد داریم او مقلب القلوب است او موثر واقعی است با تضرع از خدا بخواهید محبت ایشان را از دلتان بیرون ببرد.


دو سال پیش با آقایی غیر ایرانی از طریق اینترنت آشنا شده ام و عشقی آتشین ، البته عقلایی نسبت به این آقا پیدا کرده ام  و می خواهم با ایشان ازدواج کنم . نظرتان چیست ؟
البته راجع به آشنایی اینتر نتی صحبت کرده ام وسخت می پذیرم که عقلایی باشد ولی حالا بفرض که عشقشان ، عقلایی است و ایشان کر و کور هم نشده اند  .و تحقیق هم راجع به این آقای غیر ایرانی کرده اند . ما دربحث تفاوت فرهنگی عرض کردیم گاهی مواقع در شمال و جنوب ایران اختلاف فرهنگی هست و نمیتوانند با هم کنار بیایند و مشکلاتی پیش می آید . من نمی دانم ایشان چطور     می خواهند با یک آقای غیر ایرانی کنار بیایند . حالا در ایران یک وجوه مشترکی هست و ایرانی هستند و شبیه هم هستند ولی ایرانی و غیر ایرانی چطور می خواهند با هم زندگی کنند . ایشان توضیح نداده اند مال چه کشوری هستند . حالا اگر آقا غیر ایرانی و یکی از همسایه های ایران است و فارسی زبان هستند و فرهنگشان شبیه ما هست ، این مشکل را کمتر می کند . یک وقت خیلی دور است من واقعا نمی دانم چطور می خواهند با هم کنار بیایند . حالا یک وقت شمال ایران است یا جنوب ایران است امکان دارد . آقایی تهرانی که با خانم شمالی ازدواج کرده بودند ، تعریف کردند یک روز صبح که می خواستم از خانه خارج شوم به خانم گفتم ناهار چه داریم ؟ خانم گفت کباب. خوشحال شدم که برمی گردم ، ناهار کباب می خورم . ظهر آمدم و دیدم خانم کتلت درست کرده است و گفتم : خانم شما گفتید کباب داریم . خانم گفت : پس این چیست ؟ بعدها فهمیدیم این ها کباب ماهی تابه ای و کتلت و شامی را کباب می گویند . یک روز سرد زمستان گفتم : خانم ناهار چه داریم ؟ گفتند : آش داریم . دیدم ناهار سوپ داشتیم . گفتم : خانم شما گفتید آش  داریم . گفت پس این چیست ؟ این آش است . بعد فهمیدیم این ها همه را با هم آش می گویند . حالا اینها مهم نیست بجای آش ، سوپ میخورند . یک وقتی توی قم می رفتم . یک دانشجوی طلبه که اهل ترکیه بود و شاگرد ما بود، ما را دید و دیده بوسی کرد و خیلی خوشحال شو و دیدم مثل ابر بهار گریه می کند . گفتم چرا گریه می کنی ؟ گفت : ازدواج کرده ام . گفتم ازدواج که گریه ندارد . گفتم باید بخندی . گفت یک ازدواجی کرده ام که اگر شما هم بدانی گریه می کنی . گفتم با کی ازدواج کرید ؟ گفت : با خانمی ازدواج کردم از چین . مسلمان است و لی یک مذهب دیگر و تا آخر را خواندم گفتم دیگر نگو . حق داری گریه کنی .  گفت : همان لحظه که ما محرم شدیم خواستیم با ایشان دیده بوسی کنیم و اظهار محبتی طبق دستورات دین بکنیم ، دیدیم یک قشقرقی بپاکرد . که ای بی ادب ، بی تربیت ، به تو ادب یاد ندادند . این چه رفتاری است که با من می کنی ؟ ما فهمیدیم در فرهنگ آنها بعد از محرمیّت یک جور دیگر به آنها اظهار محبت می کنند نه مثل آداب ما . حالا شما تا آخر این را بگیرید و بروید ببینید چه مشکلاتی دارند . من توصیه می کنم این کار را نکنید این جور ازدواج ها جواب نداده . البته عرض ما کلیت دارد ولی عمومیت ندارد . ممکن ایت موردی باشد و جواب داده باشد . اگر خواستید چنین کاری بکنید اول دو تا شرط که بریا فرهنگ ایرانی گفتم انجام دهید و بعد ازدواج کنید . اول آداب طرف را بشناسید و بعد ببینید قدرت انطباق دارید ؟ البته بعضی ها فرهنگ دیگری را دوست دارندو قدرت انطباق هم دارند و علاقه به مبحث مردم شناسی دارد و اصلا رشته گرایش جامعه شناسی او مردم شناسی بوده است . عمدا ً با فرهنگ دیگر ازدواج می کند تا لذت ببرد . ولی اینهااستثنائات هستند . ما می گوییم اگر هم خیلی علاقه به فرهنگ دیگری دارید این نیازتان را با ازدواج برآورده نکنید . با ایرانی ازدواج بکن بعد به آن کشور برو و فرهنگ آنها را مطالعه کن . و این جوری خودت را ارضاع کن . این رابطه های قبل از ازدواج مشکلات فراوانی دارد .

 دو تا خواستگاردارم که با یکی از آنها چهار سال رابطه دوستی داشته ام . کدام بهتر هستند ؟
خواستگار دوم بهتر است . چون ما معتقد هستیم دوستی های قبل از ازدواج خطرناک است .

 می خواهم با دوست دخترم ازدواج کنم ، همه می گویند اشتباه می کنی . چه کار کنم ؟
ما هم می گوییم اشتباه می کنی . این کار را نکنید به صلاحتان نیست . عشق های قبل از ازدواج ماندنی نیست .

سه ساله قبل دختری را می خواستم ولی حالا زیباییش از چشمم افتاده و دلم می سوزد که به  به او بگویم  تو را نمی خواهم . چه کار کنم ؟
لطف خدا شامل حال شما شده است که پس از سه سال عاشقی ، این بهانه ای شده است که با ایشان ازدواج نکنید . به او بگویید . این یکی از عوامل  خود تحمیلی ازدواج است . ازدواج یک رویداد مهم در زندگی است این را به خود تحمیل نکنید .درضمن این یک عشق قبل از ازدواج بوده است .  
 
چرا دوستی های قبل از ازدواج بد است ؟
این را قبلا گفته بودیم .چون بحث مهمی است ما تکرار می کنیم . ما دو نوع دوستی داریم .یک دوستی که برای ازدواج نیست و آن بحث ، رابطه پسر و دختر است که موضوع ما نیست و فعلا در این باره صحبت نمی کنیم . دومین دوستی که برای ازدواج است و ما در اینجا در این مورد صحبت می کنیم . به چند دلیل گفتیم که این دوستی اشکال دارد . یکی خطراتی است که ممکن است ، متوجه دختر و پسر بشود . چه خطراتی ؟ شما دو جوان هستید که سرشار از عواطف می باشید . و در اوج غرایز جنسی هستید و بشدت نسبت بهم کشش دارید . دختر و پسر که در کنا رهم قرار می گیرند ، فعل و انفعالات هورمونی صورت می گیرد و این از قدرت خداست . و خدا این را قرار داده تا نسل بوجود بیاید و باقی بماند .و اگر این کشش نبود کسی ازدواج نمی کرد . شما با این شرایط کنار هم قرار می گیرد حتی با قصد ازدواج و قصدتان خیر است . من بسیار موارد داشته ام که با قصد خالص برای ازدواج و حتی با عهد و قسم بوده است و بخاطر همین شدت عواطف و کشش نسبت بهم دچار انحراف شده اند و دچار مشکل شده اند بخصوص دختر خانم ها . بعضی ها می گویند : ما خودمان را کنترل می کنیم . مگر چنین چیزی میشود ؟ آیا شما از حضرت یوسف قوی تر هستید ؟ خدا  در قرآن می فرماید : اگر مقام عصمت و نبوت یوسف نمی بود و اگر ما به او کمک نمیکردیم ،  ممکن بود به سمت زلیخا برود . دختر خوبم شما از حضرت مریم قوی تر هستید ؟ وقتی جبرییل بصورت یک جوان زیبا رو بر مریم نازل شد ، حضرت مریم با فریاد گفت : من از تو به خدا پناه می برم . مریم با آن عظمت می ترسد که نکند دچار مشکل بشود . شما از حضرت موسی قوی تر هستید ؟ وقتی دختران شعیب جلوی ایشان می رفتند ، فرمودند : شما بایستید و پشت سر من بیایید . شما از حضرت علی (ع) قوی تر هستید که فرمود : من به خانمهای جوان سلام نمی کنم از ترس اینکه ، نکند جواب آنها ، من را دچار مشکل بکند . این ادعا را نکنید . خطر ساز است . احتیاط کنید چرا قرآن این قدر تاکید می کند ؟ بخاطر مفسده های آن است . بخاطر خطرات است . قرآن میفرماید:  با خانم ها وعده سری نگذارید و وعده ای پنهانی نگذارید . در روایت هم ببینید که داریم: اگر دو نفر نامحرم کنار هم باشند ، نفر سوم شیطان است . حضزت رسول فرمودند : لا یخلون رجل بامرة فما من الرجل خلا بامرة الا کان شیطان ثالثه . هیچ زن و مردی نیست که خلوت کند و نفر سوم شیطان نباشد . ما این ها را برای کسانی می گوییم که معتقد باشد . ممکن است کسانی باشند که معتقد نباشند  ما مخاطبمان آنها نیستند . کسی هوس باز است و برایش مهم نیست . دین برایش مهم نیست . ما مواردی داشته ایم که معتقد بوده اند . این دوستی ها این خطرات را دارد و فقه ما هم اجازه نمی دهد  همه مراجع می گویند : رابطه دختر و پسر حرام است چون خوف گناه است . مشکل دیگری که پیش می آید این است که خانم و آقا دوست میشوند و بعد از چند سال ازدواج می کنند . در آقایانی که ویژگی غیرت در آنها بیشتر است و به آنها هشدار می دهیم . زیرا بعد از ازدواج این سوال برایشان پیش می آید که نکند قبل از دوستی با آنها ، با کس دیگری دوست بوده است ؟ این مثل خوره به جانش می افتد و نابودش می کند . حالا  علامت سوال در ذهن ایجاد میشود و به میزان رابطه علامت سوال بزرگتر میشود ؟ اگر رابطه تلفنی بوده ، پنج نمره علامت سوال ، اگر حضوری بوده ، ده نمره و اگر دست همدیگر را می گرفتند ، پانزده نمره و ....هر قدر این رابطه تنگاتنگ تر بوده ، این علامت سوالها بزرگتر میشود . و اگر به ازدواج برسد این مشکل را دارد . و اگر به ازدواج منتهی نشود که تا دلتان بخواهد نرسیده ، و مورد زیاد داریم . حالا رابطه قطع میشود ، میدانید چرا ؟ چون شرایط عوض میشود . آن موقع آقا محصل بوده اند ، حالا دانشجو شده اند . آن موقع دانشجو بوده اند ، حالا فارغ التحصیل شده اند . خانم هم همین جور ، وضعیت مالی  خانواده شان خوب نبوده  حالا خوب شده . الان می بینند کفو همدیگر نیستند و قطع میکنند . اینجا هم خانم و هم آقا لطمه میخورند ولی خانم بیشتر . دختران عزیز ما دلسوز شما هستیم . ما نمی خواهیم شما سرخورده بشوید.  احساس شکست و افسردگی ، بی اعتمادی و نفرت از آقایان ، من بسیار مورد داشته ام که گفته : دیگر تا آخر عمر ازدواج نمیکنم و از هرچه مرد است ، بدم می آید . بدتر از همه این است که در این چند سال دوستی با آقا پسر ، خواستگاران را رد کرده ، این ها اشکالات کار است . البته در انی مورد هم استثنا داریم . الان دو نفر هستند که چند سال با هم دوست بوده اند و مرتکب خطا هم نشده اند و میخواهند ازدواج کنند و آقا از تیپ شخصیتی است که این سوالها در ذهنش ایجاد نمیشود . این ها اشکال ندارد با هم ازدواج کنند و خوشبخت هم میشوند . ما حرفی نداریم ولی چون لطمه ها زیاد است این قدر اصرار میکنیم .             

 آیا برای اینکه بتوانیم به یک آشنایی مطلوب دست پیدا کنیم ، میتوانیم مدتی باهم رابطه دوستانه داشته باشیم ؟
اینکه دوستی و رفاقت باشد که گفتیم بنا به دلایل بالا موافق نیستیم ولی الان میخواهند به این عنوان باهم آشنا بشوند . اگر این مربوط به قبل از خواستگاری است ما این را صلاح نمیدانیم . بخاطر خطراتی که عرض کردم . خانواده های متدین بیشتر دقت کنند زیرا بعضی مواقع به صرف این که مسلمّ شده میخواهند با هم ازدواج کنند ، قبل از خواستگاری و بدون نظارت این ها با هم رفت و آمد کنند و به رستوران بروند . خوب پدر و مادر عزیز شما فکر نمیکنید اگر روزی آشنایی ، آنها را باهم ببیند که در رستوران غذا میخورند . طرف مقابل که علم غیب ندارد که بداند این آقا خواستگار دختر شما است . و این موضع تهمت است . گذشته از این ، شما فکر میکنید در این آشنایی ها که بیشتر هم پنهانی است ، میتوانید آشنا بشویید ؟ بخاطر اینکه سرشار از عواطف هستند و در اوج غرایز جنسی ، به هر چیزی فکر میکنند جز شناخت . تا لحظه ای که با هم هستند چه فکری برای شناخت دارند . در ضمن دختر و پسری که قبل از خواستگاری با هم رفت و آمد دارند ، هیچ وقت نکات منفی خود را لو نمیدهد . بنده مورد  داشته ام که یکسال در دوران عقد بوده اند و یک روز بعد از عروسی فهمیده اند ، طرف چه اُعجوبه ای است . یک آدم بد دهن و بی تربیتی که یکسال یک حرف زشت نمی زده . یکسال خودش را حفظ کرده . این ها واقعیت است . شما در عرض دو سه ماه چطور میخواهید او را بشناسید . لاپوشانی میکند . قطعا بدانید جایگاه خانوادگی هر کس با جایگاه اجتماعیش فرق میکند . او مراقب خودش است و حواسش را جمع میکند . حتی وقتی با شما چایی میخورد مواظب است هورت نکشد . بنظر ما این آَشنایی خوب است ولی بعد از خواستگاری و قبل از ازدواج . متاسفانه در کشور ما خواستگاری خوب انجام نمیشود . اگر فرایند خواستگاری درست انجام شود ، ما نیازی به رابطه های قبلی نداریم . اگر بین خواستگاری و ازدواج و محرمیت فاصله بیفتد ، عجله نکنید . اگر این فرایند درست انجام شود ، شناخت را پوشش میدهد . ما به ارتباطات قبل از خواستگاری ، پنهانی و بدون نظارت خانواده ها ، اعتقادی نداریم .


 در یکی از برنامه های تلویزیونی گفتند : در این زمان باید آشنایی قبل از ازدواج باشد . نظر شما چیست ؟ 
اگر منظورآشنایی قبل از خواستگاری و پنهانی است که ما با آن مخالف هستیم ولی آَشنایی بعد از خواستگاری و قبل از ازدواج و با نظارت خانواده را قبول داریم .
   
آقایی عاشق من بوده و حالا که برنامه شما گفته ازدواج های عشقی جواب نمیدهد ، از ازدواج با من منصرف شده است . حالا چه کنم ؟
علت اینکه ما گفته ایم ازدواج های عشقی جواب نمیدهد این بوده است که قتی این ها عاشق همدیگر میشوند ، کر و کور میشوند . در روایات داریم : عشق چیزی انسان را کر و کور می کند .بدی های همدیگر را نمی بیینند و حتی بدی ها را خوبی می بینند . وقتی به ازدواج منتهی میشود ، می فهمند که هم کفو همدیگر نیستند .با هم ازدواج میکنند . به تعبیری وصال مدفن عشق است . احساسات و عواطف میرود و عقل می آید یعنی عقل بر احساسات غلبه میکند و می بینند به درد همدیگر نمیخورند . منظور ما این بوده که جواب نمیدهد . مشکل دیگر این است که چند سال قبل از ازدواج که با هم رابطه دارند ، عاطفه خرج هم میکنند . ممکن است کر و کور نشوند ولی قربان صدقه هم رفته اند ، عاشق و معشوق بوده اند ، گل گفته اید و گل شنیده اید، عاطفه خرج کرده اید . معمولا کسانی که این جوری عاطفه خرج هم می کنند ، وقتی بهم می رسند ، عاطفه کم می آورند . خانمی می گفتند : من حتی به بچه ام هم نمیتوانم عاطفه داشته باشم . من چهار سال عاطفه خرج کرده ام . حالا خانم و آقایی چند سال با هم دوست بوده اند و الان میخواهند ازدواج کنند . اگر آقا که میخواهد به خواستگاری برود ، بتواند جوری خواستگاری کند که انگار این خانم را از قبل نمی شناخته است ، این خواستگاری خوب است . و فرض کنند اولین با ر است که این خانم را می بینند و تا بحال ایشان را ندیده اید و هیچ حبی البته نه هیچ حبی که نمیشود ولی عقلتان تحت شعاع قرار نگیرد و بر احساستان غلبه کند . و دقیقا با نگاه عقلانی به طرف نگاه می کنید و خوبی ها را می نویسید و بعد بدی ها را می نویسید و تحقیق می کنید . با مشاور صحبت می کنید با خانواده در میان میگذارید و اگر رسیدید به اینکه طرف به دردتان میخورد ما مشکلی نداریم ولی اگر رسیدید که طرف به دردتان نمیخورد ما اینجا موافق نیستیم .این آقا هم به خواستگاری بیایند و بعد تصمیم بگیرند .    

 مدتی با آقایی از طریق تلفن و اینترنت دوست بوده ام و الان ارتباطم را قطع کرده ام و پشیمان هستم و فکرمی کنم به همسر آینده ام خیانت کرده ام . برای رهایی از این فکرچه کار باید بکنم ؟
اگر در حد تلفن بوده و به گناه نرسیده بود ه و ممکن است زمینه گناه بود ه ، حالا که شما متوجه گناه شده اید و استغفار کرده اید ، دیگر چرا احساس گناه می کنید و فکر می کنید نسبت به همسر آینده تان خیانت کرده اید ؟ بالاخره بشر ممکن الخطا است و حالا به اینجا رسیده اید . مشکل در اینجا خیلی زیاد نیست . من پیامک هایی دارم که میگویند رابطه گناه آلود برقرار کرده اند و الان میخواهند قطع کنند ولی ناامید هستند و احساس گناه میکنند . من می خواهم به این عزیزان هم عرض کنم جوانان عزیز اگر شما توبه کرده اید چرا احساس گناه  می کنید ؟ شما مرتکب خطا شده اید و توبه کرده اید . دیگر نیاز یبه احساس گناه ندارید . یکی از مهمترین جلوه های اسلام همین توبه است . خداوند دری را بنام توبه روی انسان ها گشوده است و می گوید : برگردید . شما توبه کرده اید و تصمیم گرفته اید گناه نکنید و جلوی گناه را هم گرفته اید . خداوند شما را می بخشد . ارزش توبه شما جوانان ، از ارزش توبه ما بزرگتر ها  خیلی بیشتر است . خدا توبه شما را بیشتر از توبه ما دوست دارد . حضرت رسول (ص) فرمودند : هیچ چیزی نزد خدا زیباتر و قشنگتر از جوان تائب نیست . یعنی خدا جوانی را که توبه می کند دوست دارد . توبه کنید و آن گاه مثل آدمی میشوید که گناه نکرده است. چرا مأیوس هستید . بعضی ها میگویند گناه ما آنقدر بزرگ است که فکر می کنیم خدا       نمی بخشد؟  مگر شما کافر هستید ؟ کافر از رحمت خدا مایوس میشود . در قر آن داریم که فقط کافران از رحمت خدا مایوس میشوند . خدا همه گناهان شما را می بخشد . ارتباطاتتان را قطع کنید و توبه کنید. اصلا ممکن است دختری بگوید : من مسلمان نیستم و اقلیت مذهبی هستم . شما حتی اگر بحث دینی هم نباشد ، بحث خطراتی است که برای شما دارد . چقدر خطراتی که از این رابطه ها ایجاد شده است . از دست دادن گوهر عفت ، سر شکستگی ها این ها خطرات آن است . شما بخاطر این هم که شده باید ارتباط گنا ه آلود را ترک کنید .  

با آقایی رابطه ام را قطع کرده ام و نمیتوانم ایشان را فراموش کنم و دچار افسردگی شده ام ، آیا راه کاری وجود دارد ؟
مهمترین کار شما این است که با افکار ایشان چالش داشته باشد . یعنی با فکر ایشان مقابله کنید .مگر آدم میشود با فکر خودش مقابله کند ؟ بله چقدر آدمها هستند که با فکر گناه مقابله میکنند . بله انسان آنقدر قدرت دارد که جلوی فکر خودش را هم بگیرد . شما خودتان را دست کم نگیرید . هر وقت میخواهید فکر طرف به ذهنتان بیاید با آن مقابله کنید . با ذکر روایات متعددی داریم برای مقابله با وسوسه ها . ذکر لاالله الا الله ، لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم . حضرت علی به مالک اشتر فرمودند : بگو اعوذ بالله من الشیطان الرجیم . امام باقر (ع) فرمودند : بگویید هو اول و الاخر و ظاهر و باطن و هو علی کل شی علیم . این ها را بگویید و وسوسه ها دور میشود . سوره فلف و ناس و آیة الکرسی را زیاد بخوانید . این جلوی افکار و وسوسه ها و فکر آن شخص را می گیرد . و دیگر اینکه برنامه ریزی کنید و سرتان را شلوغ کنید . شما الان باید از قبل بیشتر و فشرده تر کار داشته باشد . برای خودتان مشغله درست کنید . برنامه های متنوع و ورزش جزء برنامه تان باشد . ورزش علاوه بر اینکه باعث آرامش میشود ، شما را خسته می کند . و زودتر خوابتان می برد و به آن شخص فکر نمی کنید . تنها نباشید . معمولا بعد از قطع ارتباط ، جوانان منزوی میشوند و این اصلا به صلاحتان نیست . در جمع و کنا رخانواده باسید و تنها نباشید . از خدا کمک بگیرید . چون کار خوبی کرید و مورد پسند خدا هست حتما به شما کمک میکند. من قول می دهم در عرض یک ماه این فشار برداشته میشود نه این که کاملا یادتان برود . و افسردگی از بین می رود . تا به مرور زمان ، فکر ایشان هم کمتر به سراغ شما می آید . این هم از مشکلات فراوانی است که بخاطر ارتباطات قبل از ازدواج است .   
    نظرتان در باره ازدواج اینترنتی چیست ؟
در این زمینه سوال زیاد داشته ایم . ما عرض می کنیم شما خانم محترم که با چت با آقایی آشنا می شوید ، ملاک شما گفته های آقا است . شما بر اساس گفته ها و نوشته ای طرف به او دل می بندید . علاقمند می شویید . متاسفانه این عواطف مخصوصا  در خانم ها ، باعث می شود که به عقلانیت حرفها فکر نکنند . بعضی مواقع اینقد ر احساساتی با قضیه برخورد می کنند که تناقض ها را متوجه نمیشوند حتی با اینکه دانشجو و فرهیخته هم هستند . این قدر دل می دهند که دیگر فکر نمی کنند . ما داشتیم که دختر به مادر گفته مامان این پسر خیلی نجیب و خوب است و من می خواهم با او ازدواج کنم و مادر می گوید مدرک تحصیلی او چیست ؟ او می گوید : مهندس کشاورزی و مادر می گوید : در کجا کار می کند و او می گوید : در شرکت ناسا . مادر می گوید مهندس کشاورزی و ناسا و تعجب می کند و دختر تا آن موقع متوجه نشده است و مادربه طنز می گوید : حتما در مورد کشت برنج در کره مریخ تحقیق می کند . ببینید حتی متوجه تناقض به این بزرگی نشد ه است .
با این تناقض گویی ها در چت ها و مسائل غیر واقعی که به چشم نمی آید ، یک عشق مجازی شروع می شود . چون دنیای مجازی است . بعد این عشق مجازی وارد دنیای واقعی میشود . به تعبیر آقای احمد شوقی : اول نگاهی و بعد تبسمی و بعد سلامی و بعد کلامی وبعد تماس تلفنی و بعد وعده قرار و بعد ازدواج . ما حرفمان این است که شما در همین مقطع که مجازی است ، دل می دهید . عاشق می شویید و بعد که طرف را  می بینید و می رسید به اینکه همتای شما نیست و به درد شما نمی خورد ولی چون دل داده اید و عاشق شده اید ، کر و کور شده اید ، او را می پذیرید . با تمام بدبختی ها و مشکلاتی که دارد ، می پذیرید. بعضی مواقع هم به او شوکی وارد میشود و می بیند به درد او نمیخورد ولی از روی ترحم قبول می کند . گاهی به جهت اینکه می ترسد نفرینش کند . یا آقایی    می گوید : اگر با من ازدواج نکنی خودم را حلق آویز می کنم .
حالا اصلا می گوید من کرو کور نشده ام و دل هم نداده ام و می بینم طرف به درد من میخورد ، ما در اینجا حرفی نداریم و اینترنت در اینجا نقش یک واسطه را دارد . مثل عمو یا دایی که ممکن است نقش یک واسط ازدواج را داشته باشد . در واقع یک معرف است . البته ممکن است بعضی والدین زیر بار این ازدواج نروند و قبول نکنند . و مشکل دیگر این است که جوانانی که غیرتی هستند بعد از ازدواج ممکن است این سوال برایشان پیش بیاید که نکند با کس دیگری هم چت می کرده . با من دوست شده و قرار گذاشت ، نکند با دیگران هم این کار را کرده باشد . این مشکل هم هست . اگر شما بتوانید با این دو مشکل کنار بیایید ، انتخاب براساس اینترنت با این شرایط مشکل ندارد .
این هم مثل ارتباطات قبل از ازدواج مشکلات دارد ولی خطرناک است .

  آیا ازدواج های اینترنتی ، می تواندازدواجهای  موفقی باشند؟
اگر اینترنت در حد یک معرف و واسطه باشد ، مثل عمو ، دایی و همکار که میتوانند یک معرف باشد ، خوب است و اشکالی ندارد . البته همین را هم ، من به دو گروه از آقایان پیشنهاد نمی کنم . یکی آقایانی که حس ناموس پرستی شان بیش از حد متعارف است . و ویژگی غیرت بیش از حد اندازه است . زیرا شما در چت روم با همسرتان آشنا می شوید . بعد همسر شما می گوید خانم من در چت روم چه کار می کرده و نکند با کس دیگری هم دوست شده باشد ؟ یکی هم آقایانی که مادرانشان روی این قضیه حساس هستند . این آقایان دقت کنند . بعضی از مادرها خیلی حساست ندارند . مهم این است که خانم محترم و وجیه باشد ولی بعضی از مادرها ، اگر خانم فرشته هم باشد چون این جوری شروع کرده اند ، زیر بار نمی روند و بعدا حمایت نمی کنند . اگر شما این دو مورد را ندارید ، اشکالی ندارد . ولی اگر در حد معرف نباشد و خانم و آقا در دنیای مجاز ، با هم آشنا می شوند و ارتباط برقرار می کنند و بعد از یک مدت ، دلبستگی ایجاد می شود و بعد به ذهنشان می رسد که این مورد ، برای ازدواج خوب است . معمولا آقایان پیشنهاد می کنند و خانم هم می بیند ، قابل تحمل است و تصمیم می گیرند برای ازدواج شناخت پیدا کنند . از این لحظه به بعد ، 70 درصد اطلاعات غلط است چون دلبسته  شده اند و میخواهند همدیگر را از دست ندهند . خانمی گفته فوق لیسانس است و آقا گفته کارشناسی است و بعد فهمیده اند که آقا تا دوم راهنمایی خوانده است و وقتی از آقا پرسیده اند : چرا دروغ گفتی ؟ گفته : چون دلبسته شده بودم و اگر این را می گفتم ، خانم با من  نمی ماند . بیشتر اوقات اطلاعات متناقض است و چون خانم و آقا دلبسته هم شده اند ، متوجه این تناقض نمی شوند . بیشتر مواقع می فهمند به درد هم   نمی خورند ولی چون کر و کور می شوند و عاشق می شوند ، با هم ازدواج می کنند و بعد از ازدواج ، عشق دفع می شود و مشکلات پیش می آید . بعضی مواقع می فهمند به درد هم نمی خورند و از هم جدا می شوند ولی  دوباره با هم ازدواج می کنند . مثلا پسر می فهمد که دختر افسردگی گرفته و در بیمارستان است ، دلش می سوزد و با او ازدواج می کند و یا پسر ، دختر خانم را تهدید می کند که اگر با من ازدواج نکنی ، خودم را  می کشم و دخترهم می ترسد و ازدواج می کند . حالا اگر به خواستگاری برسد و آقا ، مو را از ماست بکشد ، این خوب است . فرایند خواستگاری شکل می گیرد ، تحقیق ، گفتگو و مشاوره و اگر به این مطلب رسیدند که به درد هم  نمی خورند ، براحتی از هم خداحافظی کنند . اگر این طوری باشد اشکالی ندارد . ولی اگر بخاطر عشق دست از اصول بردارند ، من موافق نیستم . من بندرت دیده ام که کسی به پای کار برسد و در خواستگاری مته به خشخاش بگذارد . چون فقط میخواهند بهم برسند .

 


اگر به قصد ازدواج برای شناخت با خانم ، قبل از خواستگاری ارتباط برقرار کنیم ، آیا اشکال دارد ؟
بله این را قبلا هم گفته ام . من با این ارتباطات مخالف هستم . نکته اش این است که پیامد منفی زیاد دارد . ایشان گفته اند : قصد ازدواج برای شناخت . حالا یک وقت بحث دوستی های خیابانی است . آن موضوع بحث ما نیست . در اینجا قصد این آقا خیر است . می خواهند ازدواج کنند . شش ماه رابطه برقرار کنند تا شناخت پیدا کنند بدون اطلاع خانواده ها . یعنی قبل از خواستگاری رسمی . مشکلات این خیلی زیاد است . من موافق نیستم . خطر ایجاد می کند . شما دو تا جوان هستید و در کنار هم قرار می گیرید . سرشار از عاطفه هستید . در اوج غرایز جنسی هستید . در وجودتان عفل و انفعالات هورمونی شکل می گیرد . مثل نورآدرنالین افزایش ترشح پیدا میکند و کار کرد مغز را تخفیف می دهد . ممکن است خدای نخواسته بهم نزدیک بشوید و مشکلاتی ایجاد بشود . هر دو لطمه می خورند مخصوصا دختر . علت اینکه دین و فقه ما با این رابطه ها مخالفت می کند همین است . قرآن می فرماید : با خانم ها وعده های پنهانی نگذارید . خانم ها را بعنوان دوست نگیرید . رسول اکرم فرمودند : هیچ مردی با خانم نامحرمی خلوت نکند به جهت اینکه هیچ مردی نیست که با خانم نامحرمی در خلوت ارتباط برقرار نکند و نفر سوم شیطان نباشد . فتاوای مراجع عظام ما را هم ببینید . فرمودند : اگر خانم و آقاث نامحرمی در اتاق در بسته ای قرار یگیرند یعنی امکان رفت و آمد دیگران نباشد ، ماندن آنها در این مکان حرام است و باید محل را ترک کنند . بعد فرموده اند : به قدر ضرورت صحبت کنند . بیش از این مکروه است . بعد اینکه موضع تهمت است . دیگران که علم غیب ندارند که شما نامزد هم هستیم و قصد ازدواج دارید . بعد لطمه می خورید . بسیاری از رابطه ها به ازدواج ختم نمیشود . در این مدت عاطفه خرج هم می کنید و بعد کم می آورید . در فتاوای ما هست که عشق ورزی خانم و آقای نامحرم حرام است . چون نامحرم هستند . اگر قصد ازدواج نداشته باشند یک جور بدبختی دارد و اگر قصدازدواج داشته باشند یک جور دیگری بدبختی دارد . عاطفه خرج هم می کنند و دلبسته می شوند . و عشق ایجاد میشود . اگر بهم نرسند سرشکستگی ایجاد میشود و اگر بهم برسند بددلی ایجاد میشود و تردید ایجاد میشود . یکی از علل جدی     بد بینی خانم و آقا به یکدیگر ، بخاطر روابط قبل از محرمیت است . اینها با هم رابطه داشته اند و چون عاشق و معشوق بوده اند می گفتند : برای ما مهم نیست . ولی بعد که با خانم ازدواج کردند ، شیطان به جان آقا می افتد که نکند همزمان که با من دوست بوده با کس دیگری هم رابطه داشته است . خانم هم همین جور . اگر آقا یک ساعت دیر کند دلش هزار راه می رود . نکند با دختر دیگری دوست باشد . در اینجا عاشق میشوند و کر و کور می شوند و دست از اصولشان بر می دارند و بهم که می رسند می بینند به درد هم نمی خورند . من میگویم اصولی ازدواج کنید . قبل از خواستگاری رسمی تحقیق اجمالی بکنید و بعد به خواستگاری بروید . در رابطه ها اگر به ازدواج ختم نشود ،    مرد گریزی و ازدواج گریزی پیش می آید . حالا اسلام می گوید : رابطه زن و مرد اگر طبق ضوابط باشد اشکالی ندارد . یعنی به قصد ریبه بهم نگاه نمی کنند . بیشتر گناهان از چشم شروع میشود . بعد عاطفه خرج هم نکنند چون حرام است . با هم خلوت نداشته باشند . در مورد خانم ها ، نباید کشدار صحبت کنند و نباید قهقه بزنند . من ندیدم دو جوان به این قصد با هم رابطه داشته باشند و با هم عشق ورزی نکنند و عاطفه خرج همدیگر نکنند . من ندیده ام ولی رد نمی کنم . بعضی ها میگویند من استثنا هستم و برای من پیش نمی آید . شما از کجا می دانید این مشکلات برای شما اتفاق نمی افتد . بیایید عاقلانه ازدواج کنید و عاشقانه زندگی کنید .

 

آیا با یک جلسه ی خواستگاری می توان به شناخت رسید ؟ درباره ارتباط قبل از ازدواج و راههای شناخت قبل از ازدواج  توضیح دهید .
جلسه خواستگاری یک جلسه است . ولی جلسه ی دیدار متعدد است . این نباید اشتباه بشود. بطور معمول درابتدای فرایند خواستگاری ، آقا پسر با خانواده شان به خانه ی دخترخانم می روند البته اگر غریبه نباشند که قبلا مادرشان با خواهرشان به خانه ی دختر خانم رفته باشند که این هم بد نیست . درست است این کار سنتی است ولی منافعی دارد . ولی حالا اگر شناخت داشتند ، در اولین جلسه خواستگاری که پسر به همراه خانواده اش می رود ، به این جلسه نمی توان اکتفا کرد . اگر در جلسه اول خواستگاری یک توافق کلی ایجاد شد ، ادامه می دهند و می تواند جلسه متعدد و متنوعی باشد . حتی خانواده دختر می توانند به خانه پسر تشریف ببرند . من در برنامه های ازدواجی تا سه جلسه بعد از اولین جلسه خواستگاری را پیش بینی کرده ام که می توانند سوالات خودشان را مطرح کنند و گفتگو بکنند . پس این سوال درست نیست که با یک جلسه خواستگاری ما می توانیم شناخت پیدا کنیم ؟ زیرا خواستگاری یک جلسه نیست و جلسات متعدد و متنوعی است . همه چیزهایی که شما برای شناخت قبل از ازداوج در نظر دارید را  می توانید بعد از فرایند خواستگاری به آن برسید . بعد از خواستگاری ما دیگر دغدغه برای ارتباط نداریم و آن پیامدهای منفی از بین می رود . ما بعد از خواستگاری حتی تجویز می کنیم که شما با هم بیرون هم بروید .البته احتیاط می کنیم و می گوییم : یکی از اعضای خانواده هم با شما باشد که اگر آشنایی شما را دید ، موضع تهمت نباشد و حدس بزنند که داستان چیست . چون ممکن است این خواستگاری به ازدواج ختم نشود و زندگی دختر خانم دچار مشکل بشود . بنابراین خواستگاری یک جلسه نیست . من تاکید دارم که بعد از خواستگاری رسمی ، شناخت پیدا بکنند . در روابط قبل از ازدواج واقعا شناخت امکان ندارد . چطور می خواهند شناخت پیدا کنند ؟ در این ارتباطات همه چیز هست الا شناخت . فضا ، فضای شناخت نیست . در خیابان وکافی شاپ که شناخت پیدا نمیشود . باید یک فضای آرامی باشد که بدون استرس در آنجا شناخت پیدا بکنند . در خانه ی دختر خانم حضور پیدا میکنند و با خیال راحت و یکسری عوامل جانبی هم در فرایند خواستگاری هست که خیلی در شناخت به آنها کمک میکند . در خواستگاری دیگرانی هم هستند و ارزیابی جمعی است . البته دو طرف این ارزیابی را انجام میدهند . چشمهای مختلف طرف را می بیند و ارزیابی احساسی نیست بلکه عقلانی است زیرا این ها آدم بزرگ هستند و خیلی احساساتی نمیشوند . لذا از همه چیز سوال می کنند : از شغل پدر سوال می کنند و دقت نظر دارند و تجربه هم به آنها کمک می کند . در فرایند خواستگاری پیام ها شناختی است ولی در روابط قبل از خواستگاری پیام ها عاطفی است  و ارزشی ندارد و شناخت نمی دهد . در خواستگاری سوالات قبلا آماده میشود . محورها مشخص است و سعی می کنند از محورها تخطی نکنند . ولی در روابط قبل از ازدواج اگر سوالی هم مطرح بشود ، دو دقیقه بیشتر طول نمی کشد  و به فضای عاطفی می روند . در خواستگاری امکان ثبت است . و منبع این نوشته ها ، منشا فکر میشود . تجزیه و تحلیل میشود . تناقضات و ابهامات را هم       می گیرند . در فرایند خواستگاری امکان کنترل نامحسوس است . قبل از رفتن به خواستگاری شناسایی کرده اند . می توانند دور را دور در مسیر مدرسه و یا کار شناسایی کنند در واقع کنترل نامحسوس کنند . ولی در ازتباطات قبل از ازدواج این امکان پذیر نیست . چون دو طرف می دانند که تحت نظر هستند . مراقب خودشان هستند . در فرایند خواستگاری می توانند با دیگر اعضای خانواده صحبت کنند . این مهم است و خیلی اطلاعات می دهد . صحبت با خواهر و برادر و اعضای خانواده ولی در ارتباطات قبل از ازدواج چطور می خواهند با اعضای خانواده آشنا بشوند و گفتگو بکنند ؟ چون خانواده ها خبر ندارند . در خواستگاری ، مشکل این است که بعضی خانواده ها نمی گذارند که دختر و پسر با هم صحبت بکنند . این بد است و ما باید این را درست کنیم . من از پدر ها و مادرهای عزیز می خواهم که اجازه بدهید که فرزندانتان با هم گفتگو کنند و با هم صحبت کنند . به آنها اعتماد کنید . وقتی شما اینجا اجازه نمی دهید ، بچه های شما به سمت روابط این چنینی میروند . پس امکان شناخت در خواستگاری هست . ببینید بنا نیست ما به خواستگاری هر کسی برویم و یا اجازه بدهیم هر کسی به خواستگاری دختر ما بیاید . اصلا قبل از اینکه خواستگار بیاید ، باید یک تحقیق اجمالی بشود و اگر دیدند از نظر اصول و کلیات خانواده ها بهم می خورند و در مسایل مادی با هم همتایی دارند ، بعد به خواستگار اجازه بدهند که به خانه دختر خانم بیاید . در اینجا خواستگاری دیگر جدی است . لازم نیست که ما عاشق بشویم و بعد ازدواج کنیم چون این کار پیامد منفی دارد . عشق انسان را کر و کور میکند و انسان دست از اصولش بر می دارد . بدی های طرف را نمی بیند و گاهی بدی های طرف را خوبی می بیند . باید عاقلانه ازدواج کنیم . ممکن است در خواستگاری علاقه هم ایجاد بشود ولی باید مواظب باشیم تا به نتیجه برسیم . در بعضی ها این علاقه ایجاد نمیشود که ما می گوییم بعد از عقد خداوند محبت و علاقه را ایجاد می کند و پنج درصد هم ممکن است که اصلا این علاقه ایجاد نشود که باید خواستگاری را بهم بزنند وجای دیگری بروند .

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی