دختر بیست و چهارساله ای هستم که بخاطر ابراز علاقه آقایی برای ازدواج به عقد موقت او درآمدم . حالا فهمیده ام که ایشان همسر و فرزند دارند . حالا باید چکار بکنم ؟
اگر این دختر عزیز به عرایض ما گوش می دادند و اصولی با این مسئله برخورد می کردند ، این مسئله اتفاق نمی افتاد و این مشکل برایشان پیش نمی آمد . ممکن است در محیط کار یا دانشگاه به خانم پیشنهاد ازدواج بشود . گفته بودیم اصولی ترین کار این است که با وقار و متانت بفرمایند : آقای محترم هر کاری آدابی دارد . الان همین مورد ، آن روزی که این آقا به شما پیشنهاد ازدواج دادند ، اگر شما این جوری برخورد می کردید و می گفتید : هرکاری آدابی دارد یعنی با خانواده محترم بیایید ، آیا این آقا می توانست با پدر و مادرش به خواستگاری شما بیاید ؟ قطعا نمیتوانستند . من خواهش می کنم این هشدارهای ما را جدی بگیرید . وقتی آقایی به شما پیشنهاد ازدواج می دهند ، کلا حمل بر صحت نکنید . حمل بر فساد کنید . حالا درست است در جلسه قبل درباره اعتماد و خوش بینی صحبت کردیم . اینجا کاملا برعکس است . ما چاره ای نداریم . شما باید بنا را بر این بگذارید که قصدسوء دارد . حمل بر فساد بکنید نه حمل بر صحت که بگویید : او قصدش ازدواج است . شما حمل بر صحت نکنید مگر اینکه دلیلی بیاید و برای شما اعتماد ایجاد بکند . اعتماد نکنید . نکته اش هم این است که خانم ها عشق ورز هستند و آقایان عشق باز هستند . خانم ها عشق ورزهستند یعنی نیاز به محبت دارند . می خواهند ازدواج بکنند و حس مورد محبت قرار گرفتنشان ارضا بشود . حس محبت کردنشان ارضا بشود . ازدواج کنند و بچه دار بشوند و حس مادرانه شان فعلیت پیدا بکند . ولی در مورد آقایان این طوری نیست . عشق باز هستند یعنی غرایز برایشان در الویت است . این خیلی مهم است . من با اطمینان می توانم به این نتیجه برسم که وقتی خانمی با آقایی ارتباط برقرار میکند ، هشتاد درصد قصدشان ازدواج است . چون عشق ورز هستند . دنبال نیازهای عاطفی هستند . ممکن است بیست درصدی هم برای ارتباطات ناشایست و هواهای نفسانی باشد . در مورد آقایان کاملا برعکس است . وقتی آقایی با خانمی ارتباط برقرار میکند ، هشتاد درصد قصدشان ازدواج نیست . البته بیست درصدی قصدشان ازدواج است . چون عشق باز هستند و دنبال امیال نفسانی هستند . حالا چرا می گوید : میخواهم با شما ازدواج کنم ؟ چون او عشق باز است و می خواهد به امیالش برسد ، از مجرای عشق ورزی وارد میشود . چون اگر از اول بگوید که می خواهم با شما دو سال دوست بشوم ، این خانم به او جواب نمی دهد و او به هدفش نمی رسد . حالا ما چطور بین بیست درصد و هشتاد درصد تشخیص بدهیم ؟ آیا محکی دارید ؟ بله محک آن این جمله است : که هر کاری آدابی دارد . اگر طرف از هشتاد درصد باشد ، به آداب عمل نمی کند . چون هدفش ازدواج نبوده است . اگر جزء آن بیست درصد باشد ، با خانواده اش پا پیش میگذارند . و شما خیالتان راحت میشود . اگر صرف رابطه بود ، خوب حالا ما غصه می خوردیم ولی حالا عقد دائم موقت هم هستند و بعد فهمیدند که ایشان همسر و فرزند دارند . اگر کسی بداند برای شما مشکل ایجاد میشود و اگر کسی هم نداند برای ازدواج آینده تان یک عذاب وجدان و یک گناه می ماند . حالا این اتفاق افتاده باید درس گرفت . برای جوانان درس است . از این شکست باید برای آینده و پیروزی های آینده درس بگیرید . الان شما دیگر مرد شناس شده اید . حواستان جمع است . دفعه ی بعد شما دیگر این خطا را نمی کنید و اصولی ازدواج میکنید . من از شما تقاضا می کنم الان این ارتباط را قطع کنید . ما از این نوع ارتباطات داریم . با اینکه رسیده اند که آقا قصدش ازدواج نبوده ولی چون دلبسته شده اند ، ارتباط را قطع نمی کنند . جلوی ضرر را باید گرفت . از این تجربه تلخ استفاده کنید و جلوی ضرر را بگیرید .
من و همسرم قبل از ازدواج و محرم شدن مرتکب گناهانی شده ایم . حالا که ازدواج کرده ایم آیا خدا گناهان ما را می بخشد ؟
خیر – ازدواج پاک کننده گناهان نیست . درست است که شما ازدواج کرده اید . ولی آن موقع محرم نبوده اید و مرتکب گناه شده اید . با ازدواج گناهان پاک نمیشود . البته راه دارد و راه آن توبه است و درش به روی همه باز است . باید توبه کنید . آداب خاصی هم ندارد . البته در باب استحباب توبه ، آدابی دارد . ولی بخاطر اینکه انسان توبه را به تاخیر نیندازد و نکند فرصت آن از دست انسان برود ، حضرات معصومین توبه را پیچیده نکرده اند . هر گاه شما دلتان بشکند و به درگاه خدا اشکی بریزید ، و به خدا بگویید : پشیمان هستم و اشتباه کردم ، شما توبه کرده اید . توبه یعنی پشیمانی از رفتارهایی که انسان داشته است . توبه نصوح آن است که شما پشیمان بشوید و تصمیم بر تکرار آن گناه هم نداشته باشید . حالا که شما ازدواج کرده اید و محرم هم هستید پس این موضوع منتفی است . توبه کنید ، خدا شما را می بخشد . حالا خیلی ها می گویند : عذاب وجدان داریم . این عذاب وجدان و احساس گناه مال زمانی است که شما توبه نکرده اید . ولی اگر شما توبه بکنید ، عذاب وجدان معنا ندارد . زیرا وقتی شما توبه می کنید ، گناهانتان پاک میشود . دیگر شما گناهی ندارید . روایت داریم : وقتی انسان توبه نصوح می کند یعنی توبه بی بازگشت و وقتی به آن فکر می کند از گناهش بدش بیاید نه اینکه خوشش بیاید و اینها برایش خاطرات تلخ بشود ، درست مثل کسی است که از مادر متولد شده است . پس عذاب وجدان معنا ندارد . ببینید چه دین خوبی داریم . حتی بر اساس بعضی روایات بعضی از سیئات هم تبدیل به حسنات میشود . لذا شما دیگر گناه ندارید و پیگیر آن نشوید . این عذاب وجدان ها در زندگی انسان اختلال ایجاد میکند . نشاط و شادابی انسان را می گیرد . ممکن است انسان را دچار یاس بکند و انسان دست از عبادات بردارد . و می گوید : خدا که من را نمی بخشد دیگر چرا عبادت کنم ؟ حالا بعضی ها می گویند : مگر میشود انسان گناه کند و با توبه همه چیز تمام بشود . بله دین اسلام میخواهد جلوی مفسده ها را بگیرد . جلوی ضرر را بگیرد . هر جا جلوی ضرر را بگیرید ، منفعت است . بنابراین توبه کنید .
دختر بیست ساله ای هستم که با آقای متاهلی و دارای فرزند آشنا شده ام و ارتباط دارم .او می گوید به همسرش علاقه ای ندارد و می خواهد با من ازدواج کند .به من پیشنهاد عقد موقت داده است تا بعدا همسرش را راضی کند . او می گوید : من عشق اول و آخر او هستم . آیا میتوانم به او اعتماد کنم ؟
خیر نمیشود به این آقا اعتماد کرد . قبلا گفتیم وقتی آقای مجردی به شما پیشنهاد ازدواج می دهد حمل بر صحت نکنید . حمل بر فساد بکنید مگر اینکه دلیل خلافش اثبات بشود . در اینجا که ایشان متاهل هستند دغدغه ی ما بیشتر میشود . در اینجا باز همان عشق بازی آقایان است . حکمت اینکه خدا آقایان را این جوری قرارداده است چیست ؟ خانمها باید عشق ورز باشند چون می خواهند مادر بشوند ، احساس محبت کردن و محبت دیدن لازمه ی زندگی یک خانم است . برای مرد غرایز در اولویت اول است تا برای ازدواج انگیزه داشته باشد . این صفت نقصی برای مرد نیست . این ها حکمت است . مرد باید سید اهلها باشد . مرد مسئول خانواده است . باید سنگربان باشد . کارهای شاق باید انجام بدهد . آقا باید زحمت بکشد و خانم ریاست و سروری و سیادت بکند . اگر خداوند در وجود مرد چنین انگیزه ای قرار نمی داد ، انگیزه ای برای ازدواج وجود نداشت . اگر این نیروی محرکه در وجود مرد نمی بود ، ازدواجی هم وجود نداشت . البته ازدواج فقط برای رفع غرایز نیست . نُه تا فایده دارد . برای مرد ، یکی از فواید این است . اگر این غرایز نمی بود ، خیلی از آقایان ازدواج نمیکردند . و نسل انسان منقرض میشد . پس حکمتش این است . حالا ایشان می گویند : بیا عقد موقت من باش تا من خانمم را راضی کنم . چون ایشان متاهل هستند ، اگر با ایشان ازدواج کنید همسر دوم میشوید . همسر دوم شدن مشکلات خاص خودش را دارد . مطلوبیتی برای شما ندارد . خوب شما دوشیزه خانم هستید و برای ازدواج موقت اذن پدر را می خواهیم به حکم فتاوای مرجع تقلید فعلی . اگر به ازدواج منتهی نشود احساس سرخوردگی و شکست می کنید و اگر به ازدواج منتهی بشود چون باز یک رابطه است یعنی عقد موقت ، باز همان مشکلات یعنی کر و کور شدن و خرج کردن عاطفه وجود دارد و پیامدهای رابطه همچنان باقی می ماند . اگر ایشان واقعا می خواهند همسر دوم بگیرند و صداقت دارند ، اول به خانمشان بگویند ،چرا می خواهند بعدا به خانمشان بگویند و او را راضی کنند . شما حمل بر فساد بکنید . حمل بر صحت نکنید . من مشکلات زیادی را در این موارد دیده ام . خود را وارد مقوله ای نکنید که بعدا دچار مشکلات بشوید . بعضی مواقع آقایان حیله ای بکار می برند و میگویند : من با خانمم مشکل دارم و می خواهم ازدواج کنم . یا اینکه خانمم بیمار است و بیماری جسمی و روحی دارد یا اینکه ما متارکه عاطفی کرده ایم . این حرفها را می زنند . درصد بسیاری زیادی از این حرفها قابل اطمینان نیست و فقط می خواهند دل خانم را بدست بیاورند و عواطف خانم را تحریک کنند که خانم بگوید : این بنده خدا چقدر زجر کشیده است . خانم ها خیلی به این حرفها گوش ندهند . یا اینکه می گوید : می خواهم از همسرم جدا بشوم ، ما این را هم باور نمیکنیم . چون موارد بسیار زیادی داشته ایم که چنین چیزی نبوده است . اصلا ممکن است چنینی فکری نبوده و از وقتی که با این خانم آشنا شده است چنین فکری ایجاد شده است . اگر چنین چیزی باشد ، ورود به حریم خانواده است و گناه بزرگی است و بسیار خطرناک است . حالا ممکن است این حرف درست باشد . حالا خانم از کجا بفهمد که اگر او در زندگی این آقا باشد و یا نباشد آیا این اتفاق می افتد یا خیر ؟ نکته مهم همین جا است . توصیه من این است که این خانم محکم و قاطعانه به این آقا بگوید : من با شما ازدواج نمی کنم چه جدا بشوید ، چه جدا نشوید . رابطه شان را جدی قطع کنند و هیچ رابطه ای نباشد . از دور مراقب باشند که چه اتفاقی می افتد . دو اتفاق می افتد . یا اینکه هیچ خبری نمی شود و بعد از چند ماه آقا همچنان با خانم زندگی می کند ، در اینجا معلوم میشود شما مقصر بوده اید چون آقا از شما قطع امید کرده است و با همسر خودش زندگی میکند . در اینجا خدا را شکر می کنید که خودتان را کنار کشیده اید . حالا ممکن است چند ماه بعد ایشان از همسرش جدا بشود . خوب در اینجا میتوانید ارتباطی برقرار بکنید و نظر خودتان را منتقل بکنید که حالا آمادگی ازدواج بدون استرس را دارید . بهترین کار این است تا خیالشان راحت بشود و احساس گناه بعدی را نداشته باشید و عذاب وجدان نداشته باشد که نکند من باعث جدایی آنها شده ام . من می گویم رابطه دوستی برقرار نکنید واگر هم ارتباط برقرا کردید ، این را به ازدواج وصل نکنید زیرا دنیای ازدواج خیلی با دنیای دوستی فرق می
کند .
با پسری در محیط کار آشنا شده ام و ارتباط دارم . چهار سال است که منتظر ازدواج هستم . با اینکه خانواده اش مذهبی هستند بدون شناخت از من حتی حاضر نشدند مرا ببینند . هر دونفر ما افسرده شده ایم . چکار باید بکنیم ؟
باز بحث همان ازدواج اصولی مطرح است که بارها تکرار کرده ام . اگر شما خانم محترم همان روزی که این آقا به شما پیشنهاد دادند ، می فرمودید : آقای محترم هر کاری آدابی دارد یعنی با خانواده تان تشریف بیاورید . قاعدتا دو تا اتفاق می افتاد . یا اینکه ایشان به خانواده شان می گفتند و شرایط شما را به خانواده شان می گفت و خانواده شان جواب منفی می داند و می گفتند ما همتای هم نیستیم . مخالفت خودشان را اعلام می کردند و این آقا با خانوداه شان نمی آمد و هیچ مشکلی برای شما پیش نمی آمد یا اینکه خانواده شان می آمدند و شما را می دیدند و می رسیدند به اینکه این وصلت به صلاح نیست و باز هم هیچ اتفاقی نمی افتاد . اشتباه شما این بوده که آن روزی که همکار شما در محیط کار به شما پیشنهاد ازدواج دادند ، نفرمودید هر کاری آدابی دارد و اجازه دادید زمان بگذرد و حتی صرف این پیشنهاد شما به ایشان فکر کرده اید و دلبستگی ایجاد میشود . دلبستگی بیشتر میشود ولی ایشان هنوز بعد از چهار سال هنوز خانواده شان جواب مثبت نداده اند . شما الان چهار سال فرصت ها را از دست داده اید و خواستگارانی را رد کرده اید و سن تان بالاتر رفته است . گاهی رابطه را بر اساس شرع رعایت کرده اند ولی فرصت ها را از دست داده اند ولی گناهی نکرده اند . حالا ضوابط شرع را ه رعایت نکرده اند . در اینجا دو تا مشکل پیش می آید . هم فرصت ها از بین رفته است و وقتی از ایشان جدا میشود و می خواهد با فرد دیگری ازدواج کند عذاب وجدان دارد . چون چهار سال با ایشان رابطه داشته است . اگر کسی هم از این رابطه خبر نداشته ، بالاخره خودش نسبت به همسر آینده اش احساس گناه می کند . بعضی مواقع تا آقا پیشنهاد ازدواج میدهد ، خانم این پیشنهاد را مسلم می داند و جلوی دیگران با هم رفت و آمد می کنند و در محیط کار بگو و بخند می کنند ، با هم به خانه نزدیکان می روند حتی اعلام می کنند که طرف نامزد من است در حالیکه خانواده هنوز خبر ندارد و یا راضی نیستند . شما اشتباه کردید . ما تجربیات شما را به بینند گان منتقل می کنیم . حالا توصیه من این است که این رابطه را الان قطع کنید . این خانواده اجازه نمی دهند . اگر می خواستند چهار سال پیش رضایت می دادند . جلوی ضرر را هر کجا بگیرید منفعت است . بقیه عمرتان را از بین نبرید . آنها خانواده ی مذهبی هستند و تصویر خوبی از شما ندارند . شما را ندیده اند و شما انسان خوبی هستید . متدین و محجبه و مومن هستید . از دید آنها شما یک نقطه ضعف بزرگی دارید . شما با جوان نامحرم این ها رابطه برقرار کرده اید . این یک نقطه ضعف است . آنها شما را پرهیزگار نمی دانند و نمی توانند بپذیرند که شما عروس خانواده ی آنها باشید . بعضی مواقع آقا پسر می گوید : من خانواده ام را راضی می کنم . چون مسلما خانم در طی این چهار سال فهمیده که خانواده ی آنها رای نیستند . چون آقا دلبسته خانم شده است می گوید : صبر کن من مادرم را راضی میکنم . شاید خودش هم می داند که نمی تواند خانواده اش را راضی کند . مورد داشتیم که طرف چهارده سال منتظر ازدواج بوده است . حالا ممکن است این پسر عاشق است و با زور و اجبار خانواده را راضی می کند . ولی باز مشکل پیش می آید . عروس دوست دارد مادر شوهر او را تحویل بگیرد ولی اگر مادر راضی نباشد اورا جلوی جمع تحویل نمی گیرد و عروس ناراحت میشود ، تازه اگر متدین باشد . حالا اگر مادر شوهر متدین هم نباشد ، بی حرمتی می کند و این کار را سخت تر می کند . این بی توجهی ها برای دختر و پسر عاشق مشکل درست می کند . خانه مادر شوهر می رود ، بی حرمتی می بیند و به شوهر گله میکند . کم کم دعوا پیش میآید و پسر بین مادر و زن گیر می کند . کم کم او هم عکس العمل نشان می دهد و بیشتر طلاق ها این جوری شکل می گیرد . حالا این خانواده مذهبی هستند و بنای شان تخریب خانواده شما نیست ولی اگر متدین نباشند ، بعضی مواقع با هم پیمان می شوند که زندگی شما را خراب کنند . که این خیلی بدتر است و می توانند این کار را بکنند . مادر و خواهر آقا این قدرتوانمند هستند . به صبر کردن توجهی نکنید و این آقا را وادار نکنید که اجباری با شما ازدواج کنند . بعضی ها دنبال دلیل مخالفت می گردند . این درست نیست . دلیل مهم نیست . احساسی است که در مادر شکل گرفته است مهم است و دلایل بهانه است . بحث احساس است . این مادر نمی تواند با این دختر کنار بیاید . تلاش هم میکند ولی نمیتواند چون شروع آن خوب نبوده است . زیرا می گوید : این دختر قاپ پسر من را دزدیده است و احساس بدی دارد . البته آدمها متفاوت هستند . جواب من در رابطه با سوال است . ممکن است مادری هم باشد که پسری خودش پیدا می کند و معرفی می کند و مادر هم می پسندد . وقتی مادر نمی پسندد اصرا نکنند البته قبل از دلبستگی ها . رضایت مادر و خانواده ها مهم است . مادر شوهر جایگاه بسیار مهمی دارد . بعضی ها می گویند : رضایت خانواده پسر مهم نیست . خیلی از پسرها بدون رضایت مادر و خانواده شان این کار را نمیکنند . اگر بدون رضایت هم این کار را بکنند ، رابطه شان را با خانواده قطع نمی کند حتی اگر قول بدهند . قول ایشان مورد قبول نیست چون ایشان عاشق است و بعد قول ها از بین می رود . خانمی گفتند ما با چه سختی و بدبختی ازدواج کردیم و روز بعد پسر به خانه مادرش رفت و زیر قولش زد چون گفت : بالاخره مادر من است . در ضمن بچه های ما عمه و خاله و عمو و دایی میخواهند . حمایت اقتصادی و عاطفی خانواده ها خیلی مهم است . حالا پسر اگر از مادرش بگذرد ، فرد قابل اعتمادی نیست چون وقتی از مادرش که چه زحمت ها برای او کشیده است می گذرد ، از شما هم براحتی می گذرد . در ایران خانواده ها هم با هم ازدواج می کنند . اینجا ایران است اروپا نیست .
پسری در دانشگاه به من قول ازدواج داده و حالا پس از یکسال و نیم ارتباط با او به من می گوید : باید او را فراموش کنم . شرایط کاری و سربازی و خانوادگی اش اجازه نمی دهد با من ازدواج کند . با این همه آبروریزی و نگرانی از آینده چکار کنم ؟
ما بخاطر این مشکلات و پیامدهای منفی هست که بارها عرض کردیم جوانان عزیز بهمدیگر قول ازدواج ندهید . نتیجه ی خوبی ندارد . وقتی قول ها عملی نمیشود ، احساس شکست ، سرخوردگی ، ازدواج گریزی و نفرت از جنس مخالف در طرف بوجود می آید . در آقایان موارد انتقام جویی دیده شده است . در مورد خانمها اگر ارتباطی هم بوده باشد و ضوابط دین هم رعایت نشده باشد ، احساس گناه و عذاب وجدان خواهد بود . همه ی اینها پیامد عملی نشدن این قول ها می باشد . بهمدیگر قول اردواج ندهید . نکته اش هم این است که شرایط انسانها عوض میشود . ما انسانها دائم در حال عوض شدن هستیم . امروزمان با دیروزمان فرق می کند چه برسد به یکسال و دو سال دیگر . حتی اگر شرایط هم عوض نشود ، مانع ایجاد میشود . مثلا مادر آقا پسر راضی نیست . گاهی آزمایش جواب نمی دهد . یا اگر ارتباط فامیلی باشد ، مشاوره ژنتیک اجازه نمی دهند . درصد ریسک را ده درصد به بالا اعلام می کنند و اجازه ازدواج نمی دهند . این جور مشکلات ایجاد میشود . بنا بر این بهم قول ندهید . سوال این است که حالا چکار کنیم ؟ برادر عزیز اگر شرایط شما خیلی عوض نشده ، یک شرایط مالی بهتری پیدا کرده اد یا امکانات مالی بهتری پیدا کرده اید یا چشمتان به خانمی افتاده که از ایشان زیباتر هستند یعنی یک جورهایی مادی است و تغییرات شرایط خیلی مهم نیست ، این کار را نکنید و زیر قولتان نزنید . چون مشکل آقایان این است که زن شناس نیستند . اگر ما روح لطیف دختر خانم و حساسیت هایش را بشناسیم ، می فهمیم که او با این کار نابود میشود . حالا یک وقت قضیه جدی است . حالا یک وقت طرف صادقانه قول ازدواج می دهد ولی بعد از یکسال اتفاقاتی افتاده یا اطلاعات جدیدی بدست آورده اند و به این رسیده اند که به درد همدیگر نمی خورند . همتای همدیگر نیستند . الان این آقا به این نتیجه رسیده که این خانم به دردش نمی خورد و اگر با هم ازدواج کنند احتمال جدایی آنها خیلی زیاد است . اگر چنین چیزی است ما هم این را تجویز می کنیم و می گوییم آقا زیر قولش بزند . ما الان نفع دختر خانم را در نظر می گیریم . حالا ممکن است دختر خانم بگوید من با هر شرایطی کنار می آیم . خیر الان این را می گویند زیرا عاشق هستند و دلبسته هستند . وقتی وارد زندگی بشوند می بینند تحملش خیلی سخت است . ما گاهی مجبور هستیم بین بد و بدتر ، بد را انتخاب کنیم . این به نفع است . شما الان اگر با این آقا ازدواج نکنید ، پنج نمره گریه خواهید کرد و افسرده خواهید شد . ولی اگر در دوران عقد جدا بشوید میشود پنجاه نمره و اگر فرزند داشته باشید و جدا بشوید ، میشود پانصد نمره . این خانم سوال کرده که با این آبروریزی چکار کند ؟ این نشان می دهد که این خانم از آن دسته افرادی بوده که اعلام کرده است . یعنی قول ازدواج را جدی گرفته و همه جا این آقا را نامزد خودش اعلام کرده است . اگر صرف قول و رابطه ای بود ، دیگر بی آبرویی معنایی نداشت . می توانید با چند شرط بهم قول ازدواج بدهید . یکی اینکه شرایطشان عوض نشود . دومی اینکه بعد از دوسال آقا به خواستگاری بیاید و فرایند خواستگاری طی شود و برسند به اینکه به درد هم دیگر می خورند و شرط دیگر اینکه آقا به خانم بگوید در این دوسال که من نمی توانم به خواستگاری بیایم اگر شما خواستگاری بهتر از من داشتید جواب بدهید . در مجموع من با این قول های ازدواجی موافق نیستم . ریسک است . مشکل آن هم دلبستگی ها است . در این دو سال دلبسته نشوید و قضیه را مسلم نگیرید . این کار سختی است . این دو جوان هستند و دلبستگی ایجاد میشود . گاهی مواقع آقا می گوید : مورد خوب است و می ترسم از دستم برود . اگر این جوری است با همان شرایطی که گفتیم عمل کنید ولی کار سخت میشود .
من پس از شنیدن حرفهای آقای دهنوی در باره ی رابطه ی قبل از ازدواج ، رابطه ام را قطع کرده ام ولی فراموش کردن آن برایم مشکل است . لطفا راهنمایی بفرمایید .
ما شاکر و سپاسگزار هستیم که این اتفاق قشنگ افتاده است . آرزو هم می کنیم که خداوند به همه ی کسانی که این ارتباط را قطع کرده اند توفیق بدهد که استمرار پیدا بکند . این واقعیتی است که این کار سخت است . ما هم جوانان را درک می کنیم . ارتباط عاطفی بوده ، عشق های آتشین کر و کور کننده ، حالا رابطه قطع شده و مشکل فراموشی که آیا ما میتوانیم فراموش کنیم یا نه ؟ کار سختی است . قبول دارم ولی شدنی است . موارد خیلی زیادی داشتیم که همت کردند و با راه کارهایی که ما گفتیم توانسته اند مشکل را حل بکنند و زندگی آرامی داشته باشند . من نکاتی که در ذهنم هست عرض می کنم . اولا شما باید زمینه دیدار و گفتگو را از بین ببرید . حالا مثلا اگر در محیط کار آشنایی اتفاق افتاده یا در دانشکده ، اگر امکانش باشد که حتی بصورت مقطعی نه دائمی ، محیط کارتان را عوض کنید . اگر امکانش باشد و اگر امکانش نباشد ، مدتی مرخصی بگیرید . اگر امکانش نباشد ، تعامل را کم کنید . الان در محیط هستید و چاره ای ندارید ، باید بروید و در محیط هم باشید ، تعامل را کم کنید . سعی کنید نگاهتان کمتر بهم بیفتد و تعامل گفتاری نداشته باشید و اگر در دنیای مجاز با هم دیدارهایی داشته اید ، تا مدتی وارد اینترنت نشوید . اگر هم می خواهید وارد شوید ، در آن فضاهایی که با هم آشنا شده اید ، وارد نشوید . این می تواند به شما کمک بکند . نکته دوم که خیلی موثر است این است که سیم کارت خودتان را عوض کنید . چون احتمالا طرف شما زنگ می زند و احتمالا پیامک هایی به شما می دهد و شما می بینید و ممکن است دوباره وسوسه بشوید و دوباره رابطه را برقرار کنید . اگر هر دو طرف به این نتیجه رسیده اید که این رابطه ، رابطه ی غلطی بوده و باید قطع می شده ، توصیه این است که هردوسیم کارت خود را عوض کنید . کار خیلی راحت تر می شود . حالا بعضی ها میگویند که اگر من سیم کارت خودم را عوض کنم ، رابطه ام با همه ی دوستان و آشنایان قطع می شود . خوب این راه کار دارد و کار خیلی سختی نیست . شما می توانید به همه ی دوستان و آشنایان که شماره شما را داشته اند یک پیامک بدهید که شماره جدید من این است و مشکل حل میشود . و حتی اگر امکان تغییر سیم کارت هم نیست ، حداقل نام آن طرف را در گوشی موبایل حذف کنید . درست است که شماره ی او را می شناید ولی شماره اش به اندازه نام طرف ، شما را منقلب نمی کند . نام ایشان را از گوشی موبایل حذف کنید . نکته ای که خیلی مهم است این است که اگرآثاری از ایشان دارید در جلوی چشم شما نباشد . حتی اگر هدیه معنوی مثلا کتابی بوده ، باز من صلاح نمی دانم . اگر دفترچه ی خاطراتی داشتید و مطالبی از دوران این ارتباط نوشته اید ، آن قسمتها را حذف کنید . ممکن است سخت باشد ولی خوب رابطه ، رابطه ی درستی نبوده و خودتان رسیده اید که رابطه تان را قطع کرده اید ، حتما حذف کنید به دو دلیل . یکی اینکه ممکن است که این ها را بخوانید و یاد آوری بشود و وسوسه بشوید که دوباره رابطه برقرار کنید . حالا ممکن است که این دفترچه بماند و سالها بعد که شما ازدواج می کنید ، حواستان هم نیست و دفترچه دست همسر شما می افتد و این اتفاق کم نیفتاده است . آقا دفتر خاطرات را می خواند درحالیکه خانم اصلا یادش رفته است که دفترچه خاطراتی هم هست و زندگی خراب شده است . کسانی که رابطه شان را قطع میکنند ، یک موقعیتی ویژه دارند لذا توصیه ی من این است که برنامه ریزی شما باید متنوع تر باشد . حتما باید کارتان را بیشتر کنید . برنامه هایتان را فشرده تر کنید . حتما برنامه تفریحی داشته باشید . با دوستانتان دیدار داشته باشید . باشگاه بروید ، کلاس بروید و وقت تان را پُر کنید . بیکاری برای شما بسیار مضر است . اگر بیکار بمانید ، ممکن است به یاد طرف بیفتید .انزواجویی بسیار خطرناک است . در اتاق خودتان نروید . از لاک خودتان در بیایید . در این جور موقعیت انزوا چیز خطرناکی است . کنار اعضای خانواده بیایید . کنار پدر ، مادر ، خواهر و برادر ، با هم صحبت کنید و تعامل بیشتری داشته باشید . خیلی خیلی میتواند موثر باشد . اینهایی که عرض کردم زمینه ساز فراموشی است ولی مهمترین راه کار چالش با فکر طرف است . شما از همین امروز تصمیم بگیرید که با فکر طرف مقابله کنید . مگر میشود جلوی فکر را گرفت ؟ بله می شود اگر شما اراده کنید ، خیلی کارها میتوانید بکنید . جلوی فکر ایشان را بگیرید و اجازه ندهید وارد ذهنتان بشود . اگر شما فقط پنج هفته اجازه ندهید که فکر طرف وارد ذهنتان بشود ، با ایشان مقابله می کنید . قطعا هشتاد درصد مشکل حل میشود . فراموش خواهید کرد و یک بیست درصدی هم می ماند که مهم نیست و آرام آرام زمانی می رسد که هر شش سال یک یادی از طرف بکنید . ما موارد بسیار زیادی داشته ایم که اینگونه بوده است . با ذکر لااله الا الله مقابله کنید تا می خواهید به طرف فکر کنید ، سه چهار بار این ذکر را بگویید . این راه کار بسیار خوبی است . شماره ی معکوس از صد به پایین یا اینکه دو عدد را در ذهن تان جمع کنید . اگر کتاب می خوانید و طرف به ذهنتان میآید ، حروف کتاب را بشمارید و با آن چالش داشته باشید . اگر یک وقت هایی هم موفق نمی شوید و به طرف فکر می کنید ، حتما به این فکر بکنید که اگر این رابطه ادامه پیدا می کرد و دو سه سال دیگر از هم جدا می شدید لطمه سنگین تر بود و اگر به ازدواج منتهی می شد پیامدهای منفی بسیاری داشت . به خدا توکل کنید . به حضرات معصومین بویژه حضرت معصومه (س) متوسل بشوید . محافل مذهبی در ایام ماه مبارک بسیار موثر است . ما هم برای شما دعا می کنیم که امام زمان کمک کند تا زودتر با این مسئله کنار بیایید . و یک زندگی آرام و طبیعی داشته باشید . بعضی ها برای فرار از این مشکل دلبسته فرد دیگری میشوند که خیلی خطرناک است یا ازدواج میکنند. . ما روایت داریم که مومن از یک سوراخ دو بار گزیده نمی شود . ازدواج برای اینکه طرف را فراموش کنم هم خیلی خطرناک است . حداقل سه ماه و حداکثر شش ماه باید صبر کنید تا این پرونده را ببندید . خودش باید به یک اطمینان نسبی برسد که پرونده ی طرف بسته شده است . این از عوامل خودتحمیلی ازدواج است و ما کم نداریم . ما داریم که طرف به همین قصد ازدواج کرده و مورد قبلی را نتوانسته فراموش کند و وقتی دل در گروی فرد دیگری دارد ، نمی تواند همسرش را دوست داشته باشد . و یک مصیبت دو تا مصیبت میشود. معمولا نشانه ها ما را به یاد طرف می اندازد و این واقعیتی است و باید همه جمع بشود ولی ممکن است که مورد استثنایی هم باشد . بطور کلی توصیه این است که نشانه ها بطور کلی از بین برود .
آقای دهنوی می گویند از رابطه قبل از ازدواج به همسرمان چیزی نگوییم ولی اگر سوال کرد ، می توانیم حقیقت را نگوییم . راهنمایی بفرمایید .
قطعا شما نباید حقیقت را بگویید . از گفتن جواب واقعی یک جورهایی طفره بروید و فرار کنید چون اگر شما بخواهید واقعیت را بگویید ، پیامدهای منفی خیلی زیادی دارد و زندگی شما را نابود می کند و یکی از عوامل تخریب بنیان خانواده همین است . خانم ها و آقایان در این جور موارد باید توریه کنند . دستور دین ما این است یعنی اینکه انسان بدون اینکه دروغ بگوید ، یک جوری حرف بزند که طرف یک جور دیگر برداشت کند . الان یک ظالمی در منزل شما آمده است و یک مظلومی هم در منزل شماست و به شما پناه آورده است و شما می دانید که اگر به او بگویید که او اینجا است ، لطمه می خورد . میگویید : اینجا نیست و وقتی میگویید اینجا نیست ، نیت صحن حیاط را می کنید . منظورتان این است که در صحن حیاط نیست . ولی او چنین برداشت می کند که مظلوم در خانه ی شما نیست . معروفترین آن داستان حضرت امیر است که فرد مظلومی به ایشان پناه آوردند و فرد ظالم به دنبال او آمد و از حضرت پرسیدند که شما او را ندیدید ؟ حضرت جایش را عوض کرد و فرمودند که از وقتی که اینجا نشسته ام ، او را ندیده ام . اگر همسرتان بپرسد ، شما توریه کنید و بگویید نه و مقطعی از زندگی تان را مد نظر قرار میدهد ولی همسر شما فکر می کند که تمام طول زندگی تان را می گویید و چنین رابطه ای نداشته اید . درایم : اگر گفتن حقیقت مفسده ای ایجاد کند و بنیان خانواده را خراب کند اگر انسان نتواند توریه کند ، گفتن حقیقت جایز نیست یعنی اینجا مجبور است که دروغ بگوید و این یکی از موارد جواز دروغ است حتی اگر قسم خوردن هم واجب شد اشکالی ندارد و شخص می تواند قسم بخورد . شما حقیقت را نگویید و مطمئن باشید که وظیفه عقلانی و شرعی شما همین است نظام زندگی تان را خراب نکنید . حالا زمانی هست که طرف مدرک آورده است مثل فیلم و عکس . اینجا باید اعتراف به اشتباه بکند . جبران کند و بگوید : از روی ناپختگی و جوانی بوده است و توبه کرده ام و قبل از ازدواج با شما سالها اشک ریخته ام و در زندگی با شما هم خطایی نکرده ام و در رفتارشان دقت کنند با مهربانی و عطوفت رفتار کنند . حالا آقا میداند و دو تا بچه دارد . آموزه های دینی می گوید : عفو کن و روایات زیادی در این مورد گفته ایم . اگر نشانه ای نیست ، نگفتن آن عدم صداقت شما را نمی رساند . ولی وقتی آشکار بشود باید اعتراف کند . این سوال غیر منطقی و غیر عقلانی است . خواهش می کنم این سوالها را از هم نکنید . آقا بعد از چند سال این سوال را می کند . این خیلی سوال بدی است . خوب اینجا دو حالت پیش می آید . یا اینکه دروغ میگوید چون نظام خانواده اش بهم می خورد و جواز این را هم دارد ولی بالاخره قبح دروغ ریخته می شود . ممکن است در آینده هم دروغ هایی به شما بگوید که جایش نیست. یا اینکه بخاطر احساس گناه یا صداقت راست می گوید و شما آقای عزیز که ویژگی غیرت دارید و زندگی تان بهم می ریزد . در اینجا بستر شیطان هم هست و به جان طرف می افتد و یک کلاغ چهل کلاغ هم می کند و دایره ی آن را هم گسترده می کند و میگوید : از کجا معلوم همه ی حقیقت را هم به تو گفته باشد ، شاید 90 درصد را به تو نگفته و او گفته با یک نفر رابطه داشته ، شاید با چند نفر دیگر هم رابطه داشته است و نظام زندگی تان بهم می خورد . اعتماد شما از همسرتان سلب می شود و دیگر شما به همسرتان محبت نمیکنید چون به او اعتماد ندارید . اسلام تاکید می کند که این جور سوالها را نپرسید . در سوره ی 101 سوره مائده خداوند می فرماید : ای کسانی که ایمان آورده اید از چیزهایی که شما را ناراحت می کند سوال نکنید . این از همان سوالات است . این سوال نابجا و غیر منطقی است .
آیا در هنگام فرایند خواستگاری می شود از رابطه ی قبل از ازدواج طرف سوال بشود ؟
آیا ببینیم که اصل سوال درست است یا خیر . در مورد زن و شوهر گفتیم که این سوال مطلقا غلط است ولی در فرایند خواستگاری نمیتوانیم بگوییم که این سوال نشود . اصل این است که این سوال نشود . شما که به خواستگاری خانواده ی محترم فرض بر این است که تحقیق اجمالی کرده اید و به خواستگاری رفته اید یا به خواستگاری شما آمده اند ، این سوال جایی ندارد و توهین است . خوب نیست مگر اینکه در تحقیقات گزارش هایی شنیده اند و دچار شک شده اند و فهمیده اند که ارتباطاتی داشته است . در اینجا اشکالی ندارد البته خیلی لطیف ، محترمانه ، مودبانه و غیر مستقیم . در اینجا تردید ایجاد شده است ، باید بطور غیر مستقیم سوال کنند که مثلا خانم شما در زمان مجردی نظرتان در مورد دوستی های قبل از ازدواج چیست؟ خانم توضیح می دهد ، یا آقا قانع می شود وشک و ترید از بین می رود و اگر از بین نرفت در یک جلسه گفتگو خیلی مودبانه این را مطرح کنند که در گزارش هایی که در تحقیق به ما داده اند ، گفته اند که شمابا فردی ارتباط داشته اید . در اینجا توضیح میدهد . گاهی خانم می گوید فلان شخص نگفته و سریع فهمیده که چه کسی این حرف را زده است و توضیح می دهد که این خانواده با ما دشمنی دارد و همه میدانند . مثلا خواستگاری دخترآمده اند و دختر قبول نکرده است . و یا مشکلات دیگری با هم دارند . حالا اگر آقا قانع شد که هیچ و اگر قانع نشد ازدواج نمی کند و روزه شک دار نمیگیرد . ما نگران هستیم که این سوال مطرح نشود و این تردید بماند واین ها با هم ازدواج کنند و شیطان به وسط می آید و زندگی بهم می ریزد . البته ما اصل را بر این میگذاریم که خانواده ای که شما به خواستگاری رفته اید ، محترم هستند و نیازی به این سوال نیست . البته گناهانی که در زندگی خیلی تاثیر دارد را باید پرسید البته با سوال های غیر مستقیم مثل دیدگاه و نظر شما چیست . حالا زمانی رابطه ای بوده و بقال محل هم می داند و آشکار شده است ، باید این را بگوید . زیرا این بعدا لومی رود و باعث استرس می شود . اگر لو برود ، مرد بخاطر ویژگی که دارد احساس زیان میکند و فکر می کند سرش کلاه رفته است و بهانه گیری ها شروع میشود و زندگی بهم می خورد . حالا خانم میگوید : آقای دهنوی اگر این را بگوییم خواستگارمی پرد ، چکار کنیم ؟ در اصل روانشناسی ما یک اصلی داریم بنام اصل مواجه با پیامدها ی طبیعی رفتار . یعنی وقتی انسان یک رفتاری میکند طبیعی است که باید با پیامدهای آن مواجه بشود . شما اشتباه کرده اید و حالا مجبور هستید تاوان آن رابطه را بدهید . و تاوان شما این است که خواستگاران شما کم میشود . ولی این جوری نیست که شما دیگر اصلا ازدواج نکنید . در ضمن شما فقط به خود طرف می گویید ، به خانواده اش لازم نیست که بگویید . چون بحث آبرو هست و اگر احتمال بدهند که وصلت صورت میگیرد ، آن موقع بگویند . اگر احتمال وصلت نیست گفتن ندارد . درست است که تعداد خوستگاران کم می شود ولی ضررش نگفتنش بیشتر است . دلهره و اضطراب ها . البته بوده است که آقا هم وضعیت مشابه با خانم را داشته و خودش هم اهل ارتباط بوده و میتواند کنار بیاید . یا ممکن است از لحاظ موقعیت از خانم پایین تر است . یا شرایط مطلوب دیگر خانم را دیده و حساب می کند که این خانم آنقدر خوبی دارد که این را می پوشاند و قبول میکند که با این خانم با این شرایط ازدواج کند .
در چه شرایطی خانم نباید با خواستگارانش درباره ی ارتباطات قبل از ازدواجش صحبتی بکند ؟
اگر دیگرانی از این ارتباط آگاه هستند و احتمال گزارش دادن هست یا ممکن است که خود طرف آشکار بکند ، در اینصورت باید بگویند . حالا کسی آگاه نیست که گزارشی بدهد و امکان آشکارشدن از طرف خود شخص نیست مثلا طرف مرده یا به خارج از کشور رفته یا خانم آدرس ، شهر و خانه شان را عوض کرده اند و دیگر امکان لو رفتن نیست یا اینکه خانم با توجه به شناختی که از او دارد ، می داند که گزارش نمی دهد و به خانواده ایشان ورود پیدا نمی کند و مهمتر از این ها این است که خانم توبه هم کرده باشند و به درگاه خدا برگشته باشند ، اینجا دیگر گفتن ندارد . من روی نکته آخر خیلی تاکید می کنم یعنی روی بحث توبه . در بحث تعالیم دین ما ، وقتی انسان توبه می کند دیگر گناهی ندارد ، پس حالا چون گناهی نیست اعتراف به گناه هم معنا ندارد . دیگر گناهی نیست ، به چه چیزی می خواهند اعتراف کنند . این باب توبه که در دین ما باز است واقعا باب قشنگی است . خیلی پدیده ی زیبایی است که من گمان میکنم درهیچ دینی به این شکل نباشد . و این لطفی است که خداوند بزرگ در حق ما بنده هایش کرده است . حالا اگر ارتباطاتی داشته اند بویژه در این ماه مبارک رمضان و این شب های ویژه قدر ، غنیمت بشمارند به طرف خدا برگردند و ارتباطشان ر ا قطع کنند و بعد ببینند که درهای رحمت الهی به رویشان باز میشود . چیزی که در بحث توبه خیلی مهم است و مطرح میشود این است که توبه زمان دارد یعنی اگر خداوند اراده اش بر این قرار گرفت که دیگر در این دنیا نباشیم و عمرمان به پایان رسید و قراینی بر مرگ ایجاد بشود ، آنجا دیگر جای توبه نیست . در قرآن داریم : کسانیکه اعمال ناشایست انجام میدهند و هنگامی که زمان مرگشان فرا می رسد توبه می کنند توبه آنان مورد قبول قرار نمی گیرد . پس دراین شب عزیز ارتباط خود را قطع کنید . در اینجا انسان با اختیار توبه میکند و اختیار بر توبه دارد ولی هنگام مرگ این طور نیست و بخاطر همین توبه اش پذیرفته نیست .
آیا بعد از گناه عذاب وجدان وجود دارد ؟ من با وجود دو فرزند بخاطر عذاب وجدان به شوهرم در باره ی روابط قبلا از ازدواج خودم گفتم و زندگی ام سیاه شد .
من بارها عرض کرده ام که وقتی انسان توبه می کند ، احساس گناه دیگر معنا ندارد . چون آدمی که توبه می کند گناه ندارد . وقتی گناه نبود ، احساس گناه هم معنا ندارد . ما چقدر آموزه ی دینی داریم . رسول اکرم فرمودند : کسی که از گناه توبه میکند مثل کسی است که گناه نکرده است . این دیگر تعارف ندارد و کلام رسول بزرگوار اسلام است . در آموزه های دینی باز داریم که کسی که از گناه خودش توبه میکند مثل کسی است که از مادر متولد شده است . یک نوزاد آیا گناه دارد ؟ واقعا احساس گناه معنا ندارد . البته همه ی این ها بشرطی است که توبه واقعی باشد و زبانی نباشد . اول اینکه پشیمان بر گناه باشد و دیگری اینکه دیگر آن گناه را انجام ندهد . و اگر حقوقی از مردم یا خدا ضایع شده است را ادا کند . مثلا ممکن است این کاری که میکرده جلوی نمازخواندن را می گرفته ، خوب این حق الله است و باید قضای آنرا به جا بیاورد . یا روزه نگرفته باید آنرا بجا بیاورد . یکسری کفارات بر عهده اش است که اگر مادی باشد باید آنرا بپردازد . عمل صالح انجام بدهد . و اگر بخاطر این گناه حقی از کسی ضایع شده است ، مالی تصرف شده ، آبرویی ریخته شده ، غیبتی ، تهمتی و افترایی بوده همه ی اینها باید جبران بشود . اگر این اتفاق افتاد ، میشود توبه واقعی ، این همان توبه نصوحی که در قرآن به آن امر شده است . یا ایها الذین آمنوا توبوا الی الله توبةً نصوحا : ای کسانی که ایمان آورده اید با توبه خالص به سوی خدا برگردید . البته راجع به این آیه بیست و سه تفسیر کرده اند که توبه نصوح چیست ؟ ولی در واقع همین است که اگر این جور مسائل رعایت بشود و اگر توبه ، توبه ی نصوح باشد ، توبه واقعی باشد ، همه ی گناهان آمرزیده میشود به هر اندازه و مقداری که باشد . اگر به تعداد ریگ های بیابان یا به تعبیری از رسول گرامی به اندازه ی کوه ابوقبیس باشد . قرآن می فرماید : ای کسانی که با گناهان خودتان بر خودتان ستم کردید از رحمت خدا مایوس نشوید زیرا خداوند تمام گناهان شما را می بخشد و او آمرزنده و مهربان است . الف و لام قبل از ذنوب یعنی کل ذنوب و برای اینکه ما دغدغه نداشته باشیم قید جمیعا هم بعد از آن آورده است یعنی همه ی گناهان . بعضی از مفسران این آیه را به کسانی در تاریخ تطبیق داده اند که گناهانشان خیلی عجیب بوده است . در تفاسیر به وحشی غلام هند جگرخوار که همه ی عزیزان می دانند که چه جنایتی مرتکب شد ، عموی پیامبر حمزه را به شکل فجیعی به شهادت رساند . گناهش خیلی بزرگ بوده است . بعضی از مفسران می گویند که این آیه برای اوست . حتی تطبیق می دهند به آن جوان نبّاش که نبش قبر می کرد و کفن مرده ها را می دزدید . در یکی از این موارد که کفن خانمی را دزدید و مرتکب گناه بزرگی شد که حتی پیامبر اسلام وقتی فهمیدند که این گناه را مرتکب شده است ، متاثر شدند چون خیانت بزرگی کرده بود و بعضی ها میگویند که این آیه برای او نازل شده است . شما بدانید که اگر توبه واقعی بکنید ، گناهان شما بخشیده میشود . حالا که همه ی گناهان بخشیده میشود ، احساس گناه معنا ندارد . این ها وسوسه های شیطان است و میترسم که زندگی ها را خراب کند . در بحث زندگی که آنرا خراب میکند و حتی در بحث خواستگار هم همینطور است . وقتی طرف لو نمی دهد و توبه هم کرده ، دیگر گفتن ندارد . حالا بعضی ها میگویند : اگر به خواستگارمان نگوییم خیانت است و بهتر است که بگوییم و بار گناه را از دوش مان برداریم . دختر عزیزم شما دیگر گناهی ندارید ، بنابر این احساس گناه معنا ندارد .
من اسناد و مدارک به فردی که با او قبل از ازدواج ارتباط داشته ام داده ام و او میگوید : تو هر وقت ازدواج بکنی من این ها را به طرف نشان میدهم و زندگی ات را نابود میکنم . من هم از ازدواج منصرف شده ام . لطفا راهنمایی بفرمایید .
من وقتی این پیامک های اینجوری را می خوانم خیلی متاثر میشوم . ببینید عزیزان این یک هشدار به جوانان ما است . به دخترخانم های جوان که ارتباطی برقرار کرده اند و خود این ارتباط غلط است و مراقبت هم نمی کنند و مدارکی هم به طرف می دهند . واقعا عجیب است یک دختر چقدرباید ساده و بی تدبیر باشد . البته این داستان همان قولهای ازدواج است . آقا به خانم قول ازدواج میدهد و خانم میگوید که این شوهر من است و بنا است که چند سال دیگر با من ازدواج کنیم ، بنابراین عکس من با پوشش نامناسب دست او باشد ، او شوهر من است یا مگر قرارنیست سه سال دیگرمَحرم هم بشویم و زن و شوهر باشیم ، خوب فیلمی الان از هم می گیریم . خوب این مدرک دست آقا قرار می گیرد . خانم ها مراقب باشید ممکن است که این هم برای شما پیش بیاید . اگر با آقایی ارتباط برقرار کرده اید که ابراز عشق های آتشین میکند و خود را عاشق و شیفته ی شما میداند ، احتیاط کنید و مدرک دست او ندهید. عاشق های سینه چاکی داشته ایم که جواب رد شنیدند و زندگی طرف را خراب کردند . ما رفتارهای عجیبی از اینها دیده ایم . حالا من از این آقا خواهش میکنم این کار را نکنند . با این تهدید امنیت روحی و روانی این خانم را گرفته اند . امنیت روانی خیلی مهمتر ازامنیت جانی است . زیرا طرف احساس می کند که آبرویش در خطر است . اگر این آقا تهدید میکند ، این تهدید چقدر استرس و دلهره می آورد . همین که خانم می گوید : از ازدواج منصرف شده است . و اگر این تهدید را عملی کنند آبروی یک مومن را می برند . در روایت داریم که مال ، خون ، عرض و آبروی مسلمان حرمت دارد و حرمت آبروی مومن مهمتر از حرمت کعبه است . کسانی که چنین موقعیتی دارند و مدارکی دارند ، همین الان این ها را از بین ببرید ، شب خوبی است . به طرف هم خبر بدهید . فشارها را از او بردارید . امشب شب خوبی است .